حسن حسن زاده آملى
223
نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)
فص 39 [ در بيان عمل حيوانى است ] العمل الحيوانى جذب النافع وتقتضيه الشهوة ، و دفع الضار و يستدعيه الخوف و يتولاه الغضب ، و هذه من قوى روح الانسان . ترجمه : عمل حيوانى جذب نافع است و آن را شهوت اقتضا مىكند ، و دفع الضار است و آن را ( يعنى دفع را ) خوف استدعا مىكند و متولى آن ( يعنى متولى دفع ) غضب است و اين اعمال ( يا اين قوه ) از قواى روح انسانى است . بيان : ضمير تقضيه راجع به جذب النافع است ، چنان كه ضمير يستدعيه و يتولاه به دفع الضار . و مشاراليه هذه را هم توان قوه دانست و هم اعمال و مال هر دو يكى است چنان كه در بيان روشن مىشود و متولى يعنى بر سر كارى ايستاده . اين فص در بيان عمل حيوانى است و قوه عامله در حيوان و هميه و متخيله است در فص قبل گفتيم كه قوى بر سه قسم است : طبيعيه و حيوانيه و نفسانيه . و دانستى كه محل اولى كه قوه طبيعه است كبد است كه به فارسى جگر و جگر سياه گويند كه بواسطه اين قوه آنچه كه براى تربيت بدن لازم است انجام مى گيرد . و همچنانكه قوى بر سه قسم است ، ارواح حامل آنها نيز سه قسم است كه هر يك قوه را روحى حامل است . و آن روح طبيعى و روح حيوانى و روح نفسانى است . حال بايد به قسم دوم كه قوه حيوانيه است باختصار اشارتى شود كه تفصيل آن شايسته اين مقام نيست :